ایدههای کاری از کجا میآیند؟

ایدههای کاری از کجا میآیند؟
برخی از مردم به راحتیِ نفس کشیدن ایده میدهند ولی برخی دیگر این کار برایشان تقریبا غیرممکن است اما بر این عقیده هستیم که هر کس که به اندازه کافی تلاش کند و به صورت آگاهانه به دنبال تشخیص مسائل و نیازها باشد میتواند توانایی و مهارت ایدهیابیاش را ارتقاء دهد.
قبل از اینکه به بحث نحوه ایدهیابی بپردازیم یک حقیقت را بررسی میکنیم:
ایدههای خوب، شبکه مانند هستند
در علوم راهنمایی آموختیم که مغز از سلولهای عصبی به نام "نورون" تشکیل شده است. در مغز یک انسان حدود 100 میلیارد از این سلولها وجود دارد که به هم متصل شدهاند و یک سیستم عصبی تشکیل میدهند که قادر به تصمیمگیری، احساس کردن محیط اطراف و صدور فرمان به بدن است.
چگونگی فکر کردن ما، چیزهایی که به آن فکر میکنیم و کارهایی که قادر به انجام آنها هستیم، نتیجه اتصال این نورونها به یکدیگر است.
هر احساس، فکر و خاطرهای که داریم نتیجهی مستقیم سیگنالهاییست که بین نورونهای مغز رد و بدل میشود. در واقع یک مورد جالب در مورد مغز انسان توانایی بازسازی این ارتباطات و ایجاد ارتباطات جدید بدون در نظر گرفتن سن است. دانشمندان علوم اعصاب به این ویژگی، "شکل پذیری" میگویند و هر چه تجارب بیشتری داشته باشیم و تغییرات بیشتری را در رفتار یا محیط تجربه کنیم، مغزمان شکلپذیرتر و منعطفتر میشود یا بیشتر توانایی ایجاد ارتباطات جدید و بازسازی ارتباطات قدیمی را پیدا می کند.
به همین دلیل است که در سنین پیری، وقتی کارهای کمتری انجام میدهیم و از مغزمان کمتر استفاده میکنیم، سختتر میتوانیم اطلاعات را به یاد آوریم و اعمال بدنمان را کنترل کنیم. در آن شرایط ذهنمان غیرمنعطف نشده اما دیگر عادتِ ایجاد ارتباطات جدید از سرش افتاده است.
چنین تفاوتی برای افرادی که عادت به یافتن ایدههای مختلف دارند و کسانی که این عادت را ندارند وجود دارد. هر چقدر بیشتر در این زمینه تمرین کنید، مغزتان در ایجاد ارتباطات جدید قویتر میشود. بخواهیم ساده بگوییم، هر چقدر ذهنتان را فعالتر نگه دارید، سادهتر میتوانید ایدههای جدید و ایدههای خوب پیدا کنید!
شرایط ایدهآل ذهن برای ایده سازی
استیو جانسون، نویسنده کتاب "ایدههای خوب از کجا میآیند" سالها زمانش را صرف پژوهش و نویسندگی در مورد این موضوع کرده است. او بر این باور است که ایدههای خوب در این مواقع بیشتر به ذهن انسان میرسد. هنگامی که:
در حیطههای مختلف جستجو و آزمایش میکنید
بخشی از یک شبکهی روان و سیال هستید
به ایدهتان اجازه میدهید که به آرامی و در طول زمان پرورش یابد
مدام در حال جستجو هستید و ذهنتان به روی ایدههای غیرمنتظره باز است
مرتکب اشتباه میشوید
به دنبال استفادههای جدید برای نوآوریهای قدیمی هستید
اگر این کتاب را مروری بکنید متوجه خواهید شد که محیطی که در آن زمانتان را صرف میکنید نقش مهمی در افزایش یا کاهش توانایی ایدهپردازی شما دارد.
"برای اینکه بتوانید ارتباطات جدیدی تشکیل دهید، باید خودتان را در محیطهایی قرار دهید که شبکههای عصبی ذهن را وادار به تحقیق و جستجو در مورد تمام مرزهای موجود کند." استیو جانسون
انسانها در ابتدای کار وقتی در شهرکهای متراکم مستقر شدند، خلاقیت و ابداع افزایش پیدا کرد.
با اختراع کشاورزی، برای اولین بار انسانها گروههایی را تشکیل دادند که تعدادشان به هزاران نفر هم میرسید و این به معنی ارتباطات با افراد بیشتری بود و اینکه اینگونه ایدههای خوب میتوانند با سرعت بیشتری گسترش پیدا کنند و در ذهن دیگران ریشه بگیرند.
اگر این مورد را در هنگام کار، زندگی و کسب تجربه به یاد داشته باشید سریعا متوجه خواهید شد که وقتی ایدههای زیادی به سمت شما هجوم بیاورند، پیدا کردن ایدههای جدید آسانتر است. لزومی ندارد که این اتفاق درون یک شهر یا دانشگاه یا محیطی پر از افراد مختلف اتفاق بیفتد بلکه میتواند خیلی ساده با ارتباط آنلاین با افراد دیگر، خواندن کتاب یا راههای ارتباطیِ مختلف دیگر، صورت بگیرد. کلید اصلی ایدهیابی "ارتباط" است.
این را در ذهن داشته باشید تا بررسی کنیم چگونه میتوانیم ایدههای خوب در زمینه کسب و کار را بیابیم.
1. حل مشکلات
سادهترین راه برای یافتن یک ایدهی کسب و کار تلاش برای حل مسائل و مشکلاتیست که دارید. دومین راه ساده برای این کار حل مشکلاتیست که دیگران دارند. لزومی هم ندارد که این راه حل به بزرگی موتور جستجوی گوگل یا فروشگاه آنلاین آمازون باشد، بلکه میتواند بسیار کوچکتر باشد.
مثلا این ایده میتواند راهاندازی سامانه و سایتی برای اشتراکگذاری جزوات دانشگاهی باشد.
برای نمونه یک کشیش به نام برنارد مککوی در سال ۲۰۰۲ زمانی که کاتریج پرینترش تمام شد تمام اینترنت را به دنبال فروشگاهی که کاتریج پرینتر او را بفروشد گشت اما چیزی نیافت، به این فکر افتاد که خودش یک فروشگاه اینترنتی کاتریج پرینتر ایجاد کند و در نهایت سایت lasermonks را ایجاد کرد که مشتریان بسیاری را جذب خودش کرد.
بسیاری از محصولاتی که به استفاده از آنها عادت کردهاید برای حل یک مسئله یا نیاز به وجود آمدهاند، برای مثال فلاسک برای گرم نگه داشتن قهوه/چایی، عینک آفتابی برای محافظت از نور و اشعه، زنگهای خطر برای هشدار سرقت، کپسولهای آتشنشانی برای خاموش کردن آتش، مسواک برای تمیزی دندانها و نخ دندان برای جلوگیری از پوسیدگی دندان و این لیست تا بینهایت ادامه دارد.
کار شما این است که باید در تشخیص مشکلات خوب عمل کنید. وقتی به این نتیجه برسید که هر کدام از چالشها و مسائلتان میتواند ایدهای برای کسب درآمد برایتان باشد، همه چیز برایتان جالبتر میشود.
یک مثال خوب برای شرکتی که در صدد حل یک مسئله برآمده، شرکت بریتانیایی بیمه ماشین ingenie است. بسیاری از رانندگان جوان نمیتوانند هزینههای بیمه ماشین را بپردازند. Ingenie برای حل این مشکل، دست به اقدام هوشمندانهای زده است. آنها یک جعبه سیاه کوچک طراحی کردهاند که در ماشین جاسازی میشود. همانطور که رانندگی میکنید این جعبه استایل رانندگی شما، نحوه ترمز، سرعت، شتاب، دور زدن و... را بررسی میکند و هر ده روز یکبار از 100 به شما امتیاز میدهد. هر چقدر امتیازتان بیشتر باشد، تخفیف بیشتری در بیمهنامه میگیرید. Ingenie به مشتریان (عمدتا دانشجویان) کمک میکند که تا 50% در هزینهشان صرفه جویی کنند و همچنین باعث تشویق افراد به رانندگی بهتر میشود و این کارشان واقعا هوشمندانه است.
مثال دیگر در این زمینه کمپانی GoPro (یک شرکت تولید دوربین که در سال 2002 شروع به کار کرده) میباشد. بنیانگذار این شرکت، نیک وودمن، اخیرا سفر تفریحی به اندونزی داشت. او نتوانسته بود عکاسان آماتوری را پیدا کند که بتوانند به اندازه کافی نزدیک شوند تا از او در حین موج سواری عکسهای خوبی بگیرند یا بتوانند تجهیزات با کیفیت را با قیمت مناسبی در اختیارش قرار دهند.
راه حل چه بود؟ تولید دوربین GoPro – یک دوربین HD زاویه باز با قابلیت عکاسی و فیلمبرداری فوقالعاده از صحنههای هیجان انگیز که در مکانهایی که نمیتوان از دوربینهای مقرون به صرفه استفاده کرد، به کار میرود. از غواصی در آب گرفته تا دوچرخهسواری کوهستان و به پرواز در آوردن یک هواپیمای کوچک.
اگر بخواهیم از ایدههای کسب و کار ایرانی برای حل مشکلات و نیازها صحبت کنیم میتوانیم از سایت پونیشا نام ببریم که پیدا کردن تخصصهای مختلف و کار کردن برای افراد با مهارت را بسیار سادهتر کرده است. هفتمیوه هم فروشگاهی اینترنتی برای خرید میوه به صورت آنلاین در تهران است که مناسب افرادیست که زمان کافی برای خرید ندارند.
همانطور که کارهای روزانهتان را انجام میدهید چه در خانه و چه سر کار، سعی کنید به چیزهایی که اذیتتان میکند توجه کنید. اگر مدت زیادی در یک زمینه یا تخصص فعالیت دارید بینش خوبی در این مورد پیدا میکنید چون ممکن است مسائلی وجود داشته باشد که برای مدتی طولانی یک "مشکل" بودهاند. به همین دلیل است که سرمایهگذاران معروف روی افرادی که ایدهشان در مورد بازاریست که تجربهی زیادی در آن دارند، سرمایهگذاری میکنند. بوریس ورتز این را به عنوان "راز بازار" یاد میکند. کار شما تشخیص این راز یا همان مسائل و چالشهاست.
حتی اگر برای شخص دیگری کار میکنید، سعی کنید این عادت را در خودتان ایجاد کنید که نقاط درد را پیدا کنید. بعضی اوقات میبینیم که شرکتهایی وجود دارند که کارمندانشان از محصولات آن استفاده نمیکنند و این امر خوبی نیست چون بدون استفاده از محصولات نمیتوان مشکلاتی که کاربر یا مشتری با آنها مواجه میشود را فهمید و آنها را اصلاح کرد.
اگر بتوانید عادت یافتن مسائل را در خودتان به وجود آورید کم کم از آن لذت میبرید. به یاد داشته باشید که هر مشکل یک موقعیت برای خلق محصولی نو، خدمات جدید یا تأسیس یک شرکت است، مخصوصا اگر مسئلهای باشد که به غیر از شما دیگران هم از آن رنج ببرند.
2. حل مواردی که ممکن است تبدیل به یک مسئله یا مشکل شوند
حل مسائل کنونی تنها راه یافتن ایدههای جدید نیست. میتوانید به حل مسائلی فکر کنید که ممکن است به وجود بیایند.
این آیندهنگری را به خوابی میتوان در فردی مانند ایلان ماسک دید. ریسکهایی که او کرده از جمله تأسیس شرکت Solar City و Tesla Motors ممکن است از نظر بعضی افراد مسخره باشد، اما قطعا در آیندهای نزدیک کمبود سوختهای فسیلی به مسئلهای جدی تبدیل خواهد شد و ایلان ماسک برای حل این معضلها قبل از به وقوع پیوستن آنها، قدمهای بزرگی برداشته است. این کار باعث شده او به عنوان پیشتاز این صنعت فرصت نوآوری بیشتری داشته باشد و سهم بازار را از آن خودش کند.
خودروی ایرانی الکتریک هوشمند آریانا نمونهی ایدهای آینده نگرانه بود که سالها پیش توسط جمشید آرین بنیانگذار و مخترع خودروهای الکتریک هوشمند در ایران و جهان طراحی شده بود.
اگر فکر میکنید هنوز بازاری برای ایدهتان وجود ندارد میتوانید با کمک کسانی که مانند شما بر این باورند که در آینده آن ایده به یک مسئله تبدیل میشود، بازاری برای خودتان بسازید.
3. انطباق با نیازهای نوظهور
نیازهای جسمی تغییر نمیکنند؛ غذا، مسکن و آب. نیازهای عاطفی نیز یکسان هستند؛ حسادت، طمع، غرور و.... اما چیزی که تغییر میکند و یکسان باقی نمیماند محصولات و خدماتی است که برای برآوردن این نیازها به وجود آمده است.
یک مثال برای این قضیه، بازی "هاکی با یک چرخه (نوعی دوچرخه دارای یک چرخ)" است. شاید تاکنون راجع به این ورزش چیزی نشنیده باشید اما چنین ورزشی وجود دارد و هم اکنون در آلمان و بریتانیا به علاقهمندانش افزوده میشود.
در این ورزش شما به یک چرخه، یک چوب هاکی و یک توپ تنیس نیاز دارید. سایت Unicycle.com که دفترش واقع در بریتانیا است برای دسترسی راحتر بازیکنان این رشته تصمیم گرفت که چوبهای هاکی را به موجودی فروشگاهش اضافه کند. آنها محصولاتی را ارائه کردند که مطابق با نیازی که به تازگی پدیدار شده، بود.
مسلما آنها در حال حاضر فروش چندانی نخواهند داشت اما اگر اعضای تیم این ورزش افزایش یابد آنها جزء اولینهای این صنعت خواهند بود.
سادهترین محصولات برای بازاریابی نیز محصولاتی هستند که یک نیاز واقعی را برآورده میکنند.
یک مثال برای خدماتی که سریعا پرطرفدار شده "سرویس فضای ابری" است که نتیجهی نیاز شدید ما به دسترسی به اطلاعات، عکسها، آهنگها و... بدون توجه به دستگاه مورد استفادهمان است. گوگل خدمات فضای ابری به فروش میرساند همانطور که دراپباکس، آمازون، اپل، مایکروسافت و هاستهای کمپانیهای خصوصی این کار را انجام میدهند.
سرویس "ابرینو" هم یکی از ارائه دهندههای فضای ابری بومی برای سازمانها است که مانند سرویس دراپ باکس در ابتدای کار دو گیگابایت فضای ابری رایگان به کاربرانش ارائه میدهد.
اگر مایلید با دیگر روش های خلق ایده های کاری آشنا شوید لینک زیر را کپی کرده و در نوار جستجوی خود پیست کنید و ادامه ی این مطلب را بخوانید.
ارسال دیدگاه